عبد الرزاق اللاهيجي

408

گوهر مراد ( فارسى )

و اما بيان كيفيّتش سابقا دانستى كه تأثير سماويّات در حدوث حادثات در اين عالم بر دو گونه است : يكى بىمشاركت امور ارضيّه و ديگرى به مشاركت امور ارضيّه ، مثل دعاى داعى و تضرّع سائل كه موجب آن شود كه نفوس فلكيّه - كه وسايط فيض الهىاند در اين عالم ، و عالمند به وجوه مصالح و جهات خير - چون مطلوب سائل را موافق مصلحت دانند اراده وجود آن كنند و به محض تصوّر و اراده ايشان باذن اللّه تعالى بىوساطت اسباب عاديه ، صورت آن مطلوب در مادّه موجود گردد . و دانستى كه صور جزئيات حاضره و مستقبله از طريق علم به اسباب و علل متأدّيه به وجود آنها ، مرتسمند در نفوس فلكيه . و جزئياتى كه واجب است ارتسام صور آنها قبل از وجود در نفوس فلكيّه ، جزئياتى است كه اسباب وجود آنها از قسم اوّل باشد اعنى « 1 » بىمشاركت امور سانحه ارضيّه ؛ و امّا جزئياتى كه اسباب وجودش از قسم دوّم اعنى به مشاركت سوانح ارضيّه باشد ، واجب نيست كه صور آنها قبل از وجود مرتسم در نفس فلكى باشد بنابر آنكه از جملهء اسبابش امورى است كه داخل نيست در سلسلهء اسباب ظاهرهء مستقرّه ، بلكه منوط است به ارادهء حيوانيّه كه سانح گردد . مثلا هرگاه اسباب ظاهرهء مقرّره تقاضا كند عروض مرضى را بر مزاج زيد كه موجب هلاك او شود ، صورت اين مرض و صورت هلاك زيد مرتسم باشند در نفس فلكى ليكن ظاهر است كه مىتواند بود كه وقت عروض مرض دعايى و تضرعى و مانند آن از مريض يا غير مريض صادر شود كه موجب شفا و زوال مرض وى گردد و صورت شفا پيش از وقوع بر سبيل جزم مرتسم نباشد بلكه اگر باشد به طريق احتمال و شرطيه باشد . و اسبابى كه متأدّى شود به صدور داعيهء دعا از مريض اگر چه مستند است به اسباب سماويّه ، ليكن سببيّتش مر صدور داعيه را به مشاركت نفس داعى باشد ، چنان كه در جميع

--> ( 1 ) الف : يعنى .